سرپرستی روزنامه اقتصادی آسیا در مشهد
  • جشن تولد لامبورگینی با "میورا اونتادور"
  • ساخت و تغییر پروفایل های مختلف در اندروید با Profile manager
  • خودروهای ارزان سوزوکی کیفیت یا تسخیر بازار
  • سیاستهای ویژه برای فروش محصولات پژو در ایران
  • فیشهای حقوقی و آدرسهای اشتباه
  • ضعف نظارت وزارت صنعت بر خودروسازان!
  • مشاور وزیر صنعت : قرارداد سیتروئن با ساپیا مبارک است
  • مرسدس کلاس E کوپه در حال تست با پوشش استتاری
  • تولید ۲ مدل سواری متوقف شد
  • تولید ۲ مدل سواری متوقف شد
  • نیازمند یک خط اعتباری برای جذب سرمایه گذار و آغاز پروژه هستیم/ براساس حمایت های قطعی، می توانیم برنامه زمانبندی اعلام کنیم
  • آغاز طرح ضیافت ماه مبارک رمضان در خراسان رضوی
  • حق ۴۹۰هزار کارگر در جیب ۱۶ مدیر دولتی
  • آتش بازی در شهر
  • صادرات یک میلیارد و 472 میلیون دلار کالا از استان طی 10 ماهه سال جاری
  • رسوایی میتسوبیشی درباره میزان مصرف سوخت، مربوط به خودروهای ژاپنی است نه آمریکایی
  • رسوایی میتسوبیشی درباره میزان مصرف سوخت، مربوط به خودروهای ژاپنی است نه آمریکایی
  • نویسنده کتاب موج سوم، درگذشت
  • پیامدهای رسمی گوگل و آمازون در ایران
  • بازاریابی شبکه ای بیغ و گل بریز

    بازاریابی شبکه ای بیغ و گل بریز

    1395/11/12 ساعت: 17:16

    بچه مرشد -  سلام بر تحریریه بی خاصیت محترم!

    تحریریه - علیک سلام بچه مرشد قاطی و عصبانی. باز چی شده؟ از کدوم دنده چپ بلند شدی؟

    بچه مرشد -  یادته گفتم فضای اقتصادی کلی سوژه طنز تلخ و سیاه توشه؟ اتمسفر خاکستریه؟ شما بازی رو جدی گرفتین؟

    تحریریه - خوب ؟ این رو روز اول که اومدی گفتی.

    بچه مرشد -  میخوام بهش اینم اضافه کنم که خودتون هم طنز تشریف دارین!

    تحریریه - میشه بگید ما چکار کردیم که موجبات رنجش خاطر حضرتتان فراهم شده؟(من حالم خوبه امروز... دارم تحملش می کنم)

    بچه مرشد -  شما کلا هیچ کاری نکردین! و همین که کاری نمی کنین و در توهم کار کردن هستین اصل طنز ماجراست.

    تحریریه - چکار نکردیم؟

    بچه مرشد -  آقا من چند وقته دارم تو جلسات قر میزنم که این بازاریابی شبکه ای تیشه به ریشه جامعه می زنه؟ همین شرکت بیغ و گل بریز که این همه هم گول مالیدن سر جوونا رو!

    تحریریه - قر یا غر؟

    بچه مرشد -  کوفت یا درد؟

    تحریریه - خیلی خوب ببخشید عذر میخوام. بابا مجوز قانونی دارن تو هم سخت می گیری.

    بچه مرشد -  مجوز دارن؟ پس چرا صدای آیت الله مکارم در اومده؟

    تحریریه - چطور؟

    بچه مرشد -  همین دیگه، خراسان رو نخوندی؟

    آیت ا... مکارم شیرازی بازاریابی شبکه ای هزاران نیروی جوان را از تولید و تحصیل به بیراهه می کشاند.

    این بازاریابی ها هزاران نیروی جوان را از کارهای تولیدی و حتی تحصیل به بیراهه می کشاند و آن ها را به یک واسطه حقیر مصرف گرا تبدیل می کند. ایشان بازاریابی شبکه ای را مصداق کامل اکل مال بالباطل خواند.

     مشتری های این بازار غالبا کالا را برای نیاز نمی خرند که خیال کنیم این بازاریابی است و اجناس مصرف می شود بلکه برای این که در صف بازاریاب ها قرار گیرند خرید می کنند.

    این خریدها برای سودهای کلان حق العمل و پورسانت است.

    در واقع همه فروشنده هستند نه خریدار، هرچه هرم پیش رود خودشان هستند و غیر از آن ها کسی وجود ندارد.

    آمارهای منابع معروف خارجی و داخلی نشان می دهد که تنها عدد کمی از آن ها سود کلان می برند و اکثریت قاطع که گاه تا 99 درصد پیش می روند محروم ها و ناکام ها هستند.

    توجیهاتی که برای آن می کنند واقعیت ندارد و شبیه توجیهات حلیه های رباخواران است، کسانی که در رأس هرم قرار دارند قماربازهای حرفه ای هستند و کسانی که در پایین قرار دارند همانند قماربازان ناشی هستند.

    "به تصدیق محققان اداره کنندگان بازاریابی شبکه ای اغلب همان هرمی ها وگلد کوئیست ها هستند."

    "متأسفانه اخیرا اطلاعات نادرستی به شورای محترم نگهبان داده اند و فتوا بر جواز گرفتند."

    بچه مرشد -  بفرما، نص صریح سخنان حضرت آقا. اینم من بودم؟ بعد شماها خوشحالینا چه با لینا چه بی لینا! کلا خوشحالینا.

    تحریریه - آقا میگن مجوز دارن، فتوا گرفتن، اشتغال ایجاد کردن.... یعنی همش کشک؟

    بچه مرشد -  آره جون عمت.... استغقروالله. کدوم اشتغال؟ کدوم فتوا؟ کدوم مجوز؟ میگن یارو رفت از کشیش پرسید: میشه توکلیسا سیگار بکشم؟ کشیش گفت نخیر. رفیقش گفت تو بلد نیستی بزار من بپرسم: میتونم در حالی سیگار می کشم که تو کلیسا دعا هم بخونم؟ پدر مقدس گفت بله پسرم! اینم حکایت مجوز و فتوا گرفتنه بعضی کاراست. حالا گیریم که گرفته باشن. شما نباید نواقص رو ببنین و بگین؟ یک آمار بگیرین ببینین چند نفر از لایه های پایین به سود رسیدن؟ چند نفر خونشون شده انبار دستمال کاغذی و نوار بهداشتی و اسپری و کوفت و زهرمار؟ چند نفر ترک تحصیل کردن یا آسیب دیده تحصیلشون؟ یک گزارش میدانی خرجشه برادرمن.

    تحریریه - خوب حالا داد نزن زشته صداتو میشنون همسایه ها!

    بچه مرشد -  میدونی همش درگیر همین چیزایی... حرف مردم، فلان جریان و گروه سیاسی، انتخابات و ..... همش محافظه کاری، همیشه حساب کتاب، همش ژست تو خالی و جذاب!

    تحریریه - آقا یک لیوان آب بخور فشارت نیافته شما راست میگی.

    بچه مرشد -  آخه برادر من اگه برای موسسه های مالی اعتباری و فلان پروژه بزرگ ساختمانی و موارد مشابه به موقع صداتون در اومده بود شاید فرجی می شد. حداقل وجدانتون که راحت بود، وظیفه تون رو انجام داده بودین. باز خدا خیر مراجع تقلیدی مثل آیت الله مکارم رو بده که حواسشون به جامعه هست.

    تحریریه - درست میگی، بیا یک دم نوش آرامش بزن تا یک کاری کنیم.

    بچه مرشد -  یاد این حرف جورج اورول افتادم؛

    "روزنامه نگاری یعنی انتشار چیزی که بعضی ها نمی خواهند منتشر شود. غیر آن میشود روابط عمومی." تا بعد ....

     

    کاربر مهمان
    فیلم فجر فی عام  العاصمه الثقافه الاسلامیه

    فیلم فجر فی عام  العاصمه الثقافه الاسلامیه

    1395/11/12 ساعت: 17:13

    نقل است در جشنواره فیلم فجر فی عام العاصمه الثقافه الاسلامیه، مقرر گردید که شرایط حضور اصحاب جراید و ارباب رسانه، تسهیل گردد و به همین دلیل در بیانیه ای به ایشان اعلام گردید که بلیط را از سامانه اینترنتی خرید نمایند...

     

    ... آن مضجع شریف و آن دیار مردم حنیف، برای تسویه حساب های سیاسی ردیف و محل زندگی شهروندان نحیف، آن مقام مردان خدا و دین، آن شهر زندگی بدور از هرگونه شهین و مهین، صاحب آن «پدیده» پیشرفت و ساخت و ساز، متولی و «میزان» موسسه های قرض الحسنه اعتباری، زادگاه بزرگان رسانه همچون مولانا «یونس شکرخواه» و مدفن فردوسی حکیم و محیای علمای زعیم، آن بزرگ شهر دیار مشرق زمین در گذشته و حال و آن هر چه در وصفش گویم کم است به قال، مدینتنا و موطننا مشهدالرضا«ع» در مدنیت شهره عام و خاص بودی و شهروندانش بس ناب بودی و مدیرانش در طول تاریخ سرآمد بودندی که خدای حافظشان باشد فی کل حال ان شاالله.

    از هنرمندی و وفاق شهروندانش و حماسه ها که خلق کرده اند از باب آشنا بودن به حقوق و وظایف شهروندی همین بس که در انتخابات سنه 1392، هم بهترین بدرقه و استقبال که  به بر تخت نشستن دولت تدبیر و امید شد را رقم زدند و هم شورای شهر و شهرداریشان را در همان انتخابات به پایتخت پایداری تبدیل کردند که از عجایب روزگار بود. نقل است بزرگی پرسید: شما نیم کرور به مولانا شیخ حسن روحانی رای دادید، بعد چگونه با ده یک آن، نماینده به شورا فرستادید عکس مشي او؟ که شخصی در پاسخ گفت مر اورا که تو چه میدانی که رونالیدنیو در مشهد و در میدان راه آهن و از طریق گل کوچک با فوتبال آشنا شد. به همین دلیل بود که به چپ نگاه می کرد به راست پاس می داد و حاضران حیران ماندند بدین ایجاز و ایهام در پاسخ!

    آورده اند که در باب مدیریت شهری، نوآوری های بدیع رقم زدند که مدیران دیگر شهرها، انگشت حیران به دندان گزیدند و تقاضاها داشتند که کرسی تدریس و آموزش در خدمت اساتید شهرما داشته باشند که بدلیل مشغله و دغدغه های خدمت، این مهم بر زمین ماند و حفظهم الله.

    نقل است در جشنواره فیلم فجر فی عام العاصمه الثقافه الاسلامیه، مقرر گردید که شرایط حضور اصحاب جراید و ارباب رسانه، تسهیل گردد و به همین دلیل در بیانیه ای به ایشان اعلام گردید که بلیط را از سامانه اینترنتی خرید نمایند و از کارتهای شخصی پرداخت نمایند تا مشخص گردد که مدیران شهری همه شهروندان را به یک چشم می نگرند و همگان متحیر شدند بدین اعجاز!

    این هم نقل راویان اخبار: « سرپرست روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی گفت: خبرنگارانی که تمایل به حضور در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر مشهد را دارند می توانند با مراجعه به سایت نسبت به خرید بلیط جشنواره اقدام کنند.»  حال چهار فقره جورنالیست معلوم الحال مکدر شوند، گو باش! ادارات دولت مستخدم مردمند نه این چهار فقره روزنامه نگار پاپتی یک لا قبا! باشد که براه راست هدایت شوند.

    البته منقول است مولانا الدوکتور سعید سرابی بلافاصله وارد عمل شده و بر خلاف آن فقره که گوئیا سرچشمه اش از طهران نشینان است (که ایشان هم سرآمد مدیریت باشند به سبک خود) فی الایسنا فرمود:" این اداره کل از حضور رسانه های فعال در عرصه سینما در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر مشهد حمایت می کند." یا " در حال تلاش هستیم که که سیانس اختصاصی برای خبرنگاران در نظر گرفته شود تا از فرصت اکران فیلم‌های جشنواره فیلم فجر مشهد برای به سینما آمدن اهالی رسانه استفاده شود. " و یک یای دیگر اینکه" سرابی با بیان اینکه باید از تلاش رسانه‌ها برای فراهم کردن فضایی پرشور در جشنواره فیلم فجر مشهد تشکر کرد؛ افزود: رسانه‌های استان نقش بسزایی در برگزاری جشنواره فیلم فجر طی سال‌های گذشته داشته اند." که هر چند که در حکم نوشدارو پس از دفن سهراب بود ولی تدابیر مدیریتی زعمای قوم را به چالش کشید که خدایش هدایت کناد.

    از این دست خرق عادات در مدیریت این دیار که در نوع خویش الگویی برای مدیریت جهانی بودند بسیار است و البته فوت اوستایی آن به یادگار برای مدیران می ماند و سینه به سینه نقل می گردد که نشان از حسن تدبیر و دقت علمای این حوزه دارد.

    باشد که این عام  العاصمه الثقافه الاسلامیه سال پر برکتی در تمام شئون باشد و امید به سایه آن امام همام که نگه دار ما و تمام گردانندگان این شهر باشد که اگر غیر از این بود نمیدانیم چه بر سرمان می آمد. 

     

     

     

    کاربر مهمان
    فازمتر تخصصی

    فازمتر تخصصی

    1395/6/16 ساعت: 12:26

    فازمتر یا فازنما، وسیله ای برای تشخیص وجود ولتاژ الکتریکی است. اما این تعریف ویکی پیدیایی قابل‌اعتماد نیست خصوصاً بعد از هنرنمایی امیر دولاب و استاد سرهنگ علی فرعزیز که مورد بحث ما نیست ولی چیزی که مهمه اینه که فازمتر باید فاز رو نشون بده یا درواقع بگه فاز چیه؟ یا فاز طرف چیه؟ و به بیان ساده اما تخصصی! "وات د فاز؟"(what the FAZ?).

     

    حالا چی شد که به اینجا رسیدیم این بود که دیدیم این سؤال مهمیه و از خیلی‌ها باید پرسید که برادر من! دوست گرامی! آقاجان فازت چیه که اینو فرمودی؟ مسئول و مدیر محترم "وات د فاز" بابت این اظهارنظر؟ فرهیخته محترم و سیاست‌مدار عزیز فازا ماذا؟ یا ماذا فازا؟ یا هر چیزی تو این مایه‌ها! مثلاً چی؟ مثلاً شهردار محترم مشهد در روز حادثه برج سلمان فرمودند: اگه لازم باشه از شهرستان‌های اطراف هم کمک می‌گیریم! خوب باید یکی می‌گفت برادر و استاد عزیز فازت ببخشد فاز تون چیه الآن؟ آتیش سوزی، یرج سلمان، وسط شهر مشهد، اون وقت از شهرستان؟! یعنی اگه آتیش رو می­ذاشتین رو حرکت آهسته یا همون اسلوموشن بعد با دور تند از شهرستان کمک میومد بازم افاقه نمی‌کرد!

     

    بعضی موضوعات رو هم که فازمتر ما کفاف نمی­ده، سراغش نمی­ریم. مثل این موضوع کنسرت و هرکی دلش نمی­خواد از مشهد بره و عیاش گردشگر و... فازمتر ما در حد تست هم جواب نمی‌ده!

     

    آره یکی از نکات مهم برای استفاده از فازمتر و اصولاً هر وسیله­ای، اینه که بدونی چه جوری و کجا استفاده کنی. مثلاً اگه یک‌ فازمتر برق شهری دویست و بیست ولت رو بزنی که به برق سه فاز قطعا احتمال خطر جانی وجود داره، چه برسه به اینکه فازمتر ما دوازده ولته و بعضی مسائل سه فاز که چه عرض کنم ده فازه. عجالتاً پس فاز این‌رو نمی‌گیریم!

     

     اما اینایی که از سیرجان و عنبرآباد فرمودند ما کنسرت نمی‌خواهیم! واقعاً فاز تون چی بوده؟ نه اینکه بگی من بگم کنسرت خوبه! اصلا. این موضوع علما و دولت محترم محسوب می­شه. ولی اساتید معظم! اصلا کنسرت مگه موضوع مردم محترم عنبرآباد و سیرجان بوده که فرمودید کنسرت نمی­خواهید! وای خدا دیگه فازمتر جواب نمی‌ده...

     

    یا مثلاً اینایی که از کیمیا علیزاده تو فرودگاه خواستگاری کردند! اینا واقعاً فازشون چی بوده؟ تو فرودگاه؟ خواستگاری از قهرمان المپیک؟ مثلاً می­تونه بگه تو رزومه‌ام خواستگاری از قهرمان المپیک هم هست؟ یا مثلاً توقع جواب مثبت شنیدن داشته؟

    یا این آقای دکتر نوبخت خودمون، سخنگوی دولت محترم که در مورد صفدر حسینی فرمودند ایشان از ذخایر انقلاب هستند! واقعاً و جداً و جان من فازا ماذا؟ یا ماذا فازا؟ اینم از اون حرفا بود. آخه برادر من حالا می‌خواستی از ایشون دفاع کنی و در مراسم تودیع معارفه قدردانی کنی، قبول، خوب بیا از فعالیت­هاش آمار و رقم اعلام کن، نه اینکه بعد از اون اتفاقات بگی از ذخایر انقلاب هستند! فازت چیه؟ مشاوری، همفکری، کمکی یا چیزی شبیه به این نداشتی متن سخنرانی تو تنظیم کنه؟ بگذریم.

     

    غرض از مزاحمت اینه که تصمیم گرفتیم این فازمتر تخصصی رو در اختیار خوانندگان محترم قرار بدیم و هر موردی که دیدند فازش مشخص نیست هم سوژه و هم فاز موردنظر رو مثل نمونه‌های بالا مطرح کنند و اگر در چهارچوب و اندازه فازمتر دوازده ولت ما باشه در همین ستون چاپ کنیم. بی‌صبرانه منتظر فازمترهای شما هستیم!

    بچه‌مرشد

    کاربر مهمان
    آقایان! حق با قاضی پور است

    آقایان! حق با قاضی پور است

    1395/6/10 ساعت: 13:10

    یا دوریالی ما خیلی کج شده است یا گیرنده هایمان اساسی نیاز به تعمیر دارد گویا.

    یک نماینده مجلس که صد البته در رقابتی آزاد به این کرسی دست پیدا کرده است در اقدامی شجاعانه و با جسارت مثال زدنی یک خبرنگار را کتک زده است. با تاکید بر اینکه کسب رای ایشان تنها بر مبنای قدرت و توان علمی و تخصصی و اجتماعی ایشان بوده است و هیچ ربطی هم به رد صلاحیت افراد دیگر نداشته نیاز به یکسری توضیحات در راستای شفاف سازی فضای مه گرفته رسانه ای احساس می گردد.

     

    نکته نخست:

    آقای قاضی پور کلا یک آدم جوشی است. یعنی جوش زیاد می زند. نه به خاطر خوردن گرمی جات. نه! ایشان کلا بدنشان گرمی جات ترشح می کند انگار. خب کسی که جوش زیاد می زند یا دچار غرور جوانی است یا دچار نقصان پیری. حالا در ارتباط با ایشان قطعا گزینه نخست مد نظر خواهد بود.

     

    نکته دیگر:

    آقای قاضی پور اصلا مگر چه کار بدی کرده است؟! دوتا مشت و کمی فحش و کمی موهای پر پشت و... این چیزها که کرایه اعتراض نمیکند. آقا جان ملت سر چهار راه با کلت یک نفر را می کشند تازه ما یک اعتراض لایت با طعم نعنا هم نکردیم. توی مجلس شعار دادند و کلی فحش دادند باز هم اصلا ککمان نگزید حالا به این بنده خدا گیر دادید که چه بشود؟!

     

    نکته بعدی:

    بخدا این دوست ما خیلی شیرین است! انصافا سخنرانی قاضی پور جان! را در مورد خانومها اگر نشنیده اید نصف عمرتان بر فناست. آقا جان ایشان ذاتا با مزه است. الان مشکل شمایید که به هر بهانه ای می خواهید جلوی شادی و تفریح ملت را بگیرید.

     

    نکته دیگر:

    شما متهم را اشتباه گرفته اید. متهم اصلی آن خبرنگار معاوم الحال است که یهویی می پرد جلوی دلبند ما و حتی کار را به جایی می رساند که از ایشان سوال هم میپرسد. زبانمان لال! پرسش از یک نماینده جوشی آن هم پس از یک جلسه فوق سنگین؟! عاقبت این حرکت غیر بشردوستانه خبرنگار حداقل دوتا کف گرگی و سه تا کله و دوتا زانو هم بوده است که آقای قاضی پور با متانت از کنارش رد شده است. حالا جای تشکر از ایشان، شاکی هم شده اید؟!!!

     

    نکته پایانی:

    آقای جوشی داستان ما برگشته به اصلاح طلبان گفته شما بی غیرت هستید. پرسش اصلی اینجاست که واقعا ما اصلاح طلبان بی غیرت نیستیم؟! شک نکنید ما آنقدر بی غیرت شده ایم که هر کسی به خود مجوز بدهد که در فضای پارلمان دست بلند کند بر روی یک انسان، فحاشی کند به بانوان و کسی هم کاری به کارش نداشته باشد. اینجا را نیز فارغ از فضای طنز حق را به جانب نماینده هتاک روانه خواهیم نمود.

    راعی فرد

     

    نقد بچه مرشد به امیر راعی فرد

     

    بچه مرشد: هر چیزی به وقتش

     

    امیر راعی فرد باز چی نوشتی تو؟ مگه کار و زندگی نداری هر از گاهی چشمه قلمت یه قلی میزنه میای دفتر غرنامه تحویل ما میدی؟

     

    _اولا که بچه مرشد جان سلام. دوما که راعی فرد نه و راعی فر هستم. سوما که غرنامه نه و قرنامه!

     

    _ما خودمون لاک غلط گیر همه ایم تو غلط ما می گیری؟ راستی ببخشید سلام .....

     

    _علیک سلام. اما ازاینا که بگذریم غر یا قر نزدم از قاضی پور دفاع کردم. این هم فکرای ما الکی شلوغش کردن!

     

    _میگم امیر؟ این قاضی پور درسته یا غازی پور؟ یا غاضی پور؟ یا شایدم قازی پور؟

     

    _بیخیال بچه مرشد گیر نده.

     

    _ من هلاک حمایتت شدم رفت! ولی اون آخرش حرف از غیرت زدی، میگم اصلا خوابم رو پریشون کردی. میگم چرا به زندگیت نمی پردازی تو؟

     

    _دارم زندگی مو میکنم.

     

    _نه منظورم کار و کاسبی و ایناست. اصلا به نظرم الان این قر یا غر زدن چه توجیهی داره! اون موقعی که خاک کشوره به توبره تحریم و ندانم کاری مدیران بسته شد، یا نگفتیم یا نذاشتن بگیم. حالا به نظرم فکر دوقرون پول درآوردن باش که اینا برای برخی جماعت زن سانان تنبون نمیشه.

     

    _ببین اولا که حالا کی قر یا غر میزنه؟ من یا تو؟ دوما اون موقعی که وقت پول درآوردن بود و به لطف تورم می شد کاسبی کرد، نکردیم، حالا که شب تاره و دوران رکود. سوما ما اصلاح طلبا نه بموقع کاسبی بلدیم نه بوقتش کار سیاسی درستی میکنیم.

     

    نمونه اش خود تو که الان یاد پول درآوردن افتادی.

     

    _ببین برادر وصله اصلاح طلبی به من نمی چسبه، ما همین بچه مرشد هستیم از قد و قوارمون زیاده. شانس آوردیم دوره مرشد و بچه مرشد سر اومده و گرنه باید به حراست سندیکای بچه مرشد ها بابت این بلبل زبونی ها پاسخ میدادم.

     

    _پس لطف کن به پر و پای ما نپیچ داداش. به کار خودت برس و به طنز اقتصادی مشغول باش.

     

    _شما هم به طنز سیاسی مشغول باش فکر کن آدم متفکری هستی! یا حق.

     

    _عزت زیاد زبان تلخ.

    کاربر مهمان
    نعل وارونه!

    نعل وارونه!

    1395/5/29 ساعت: 19:58

    ما یک جورهایی عادت کرده ایم به گل خوردن. حتی اگر در یک مسابقه بدون حریف هم شرکت کنیم برای لذتش هم که شده با اختلاف گل شکست خواهیم خورد. عادت است دیگر و از قدما هم به ما رسیده  که ترک عادت موجب مرض است.

     

    پلان یکم

    همه چیز شنیده بودیم جز این یک مورد را. گاهی چیزهایی از جاهایی و به صورتهایی بر ما وارد می شود که حتی تا قبل از ورودش در مخیله ما هم نمی گنجیده است.البته ما یک جورهایی عادت کرده ایم به گل خوردن. حتی اگر در یک مسابقه بدون حریف هم شرکت کنیم برای لذتش هم که شده با اختلاف گل شکست خواهیم خورد. عادت است دیگر و از قدما هم به ما رسیده  که ترک عادت موجب مرض است.

    پلان بعدی

    تفریح؟ سالم؟  تفریح سالم؟!! به حق چیزهای ندیده و نشنیده! مگر می شود یک چیزی تفریح باشد و در عین حال سالم هم باشد؟! مگر اصلا امکان دارد شما یک کاری بکنید یا شما باشید و یک کاری بکنند که زبانم لال لبخند یا یک چیزی شبیه آن از  گوشه لب شما رد بشود و در حین این فعل و انفعال شیمیایی و فیزیکی شما دچار گناه نشوید؟! مگر اصلا امکان دارد شما از چیزی برداشتی داشته باشید که با برداشت ما مغایر باشد و برداشت شما صحیح باشد؟! هر که نداند  فکر میکند شما خوبی خودتان را بهتر از ما می فهمید زبانم لال.

    پلان دیگرتر

    ساز باشد و موسیقی باشد و فحشا نباشد؟! چقدر ساده لوحید شماها! اصلا مگر ممکن است باباکرم بیاید و مامان کرم پشت در بماند؟! یک چیزهایی می گویید دیگر!مگر می شود موسیقی باشد و حاشیه نباشد؟! اصلا از قدیم گفته اند یک موسیقی هست و یک حاشیه! و لذتی که در حاشیه است در اصل نیست!!!

    پلان یکی مانده به آخر

    معترضی؟ خب باش. آزادی در حد مطلق وجود دارد. آزادی که معترض باشی. حتی آزاد هستی تا مخالف باشی با یک چیزی. بالاخره آزادی بیان در حد مطلق است دیگر. اما یک تبصره کوچک هم دارد. بروز درد و کوفتگی اعتراض نباید تظاهر پیدا کند. یک جوری مثل اینکه شما مختاری, معترض باشی یا معترض نباشی.

     اگر معترض نباشی که ایرادی بر رفتار شما وارد نیست و حتی برای بروز موافقت می توانید از همه ظرفیتهای موجود چه قانونی و چه غیر قانونی استفاده کنید مثلا می توانید بیایبد کف خیابان و هی موافقتتان را با ما ابراز کنید و البته حاشیه اش هم چون در راستای ماست ایرادی ندارد. اگر معترض باشی دو راه برای شما متصور است.

     نخست اینکه فراموش کنید که معترضید و دیگر اینکه در حرکتی خودجوش تبدیل به موافق بشوید. بالاخره ما برای شما حق انتخاب را به رسمیت شناخته ایم.

    پلان آخر

    وزیر است دیگر!کاریش هم نمی شود کرد آن هم اکر وزیر از نوع ازشادش باشد! توپ را برداشته و شبیه کریس رونالدو دربیل می زند و پاس گل می دهد لامصب، ستاره میدان است گویا. بهترین موقعیت گلزنی را مهیا کرده است با هنرنمایی خودش. یک پاس توی عمق و یک ضربه دقیق در گوشه دروازه.

    اما فقط یک اشتباه دارد آقای ارشاد و آن اینکه دروازه را اشتباهی گرفته است و البته شاید مهم برایش گل زدن است و این دروازه و آن دروازه ندارد. وزیر است دیگر,آن هم از نوع ارشادش! وزیری که انقدر مهربانانه مورد ارشاد قرار می گیرد واقعا جای شکرگزاری دارد. باید قدر حضور ارشاد شونده اش را دانست. می گویید نه؟! خب بگویید نه. مهم این است که نام وزارتخانه ایشان برازنده رفتار ارشادپذیرشان است.

     

    امیر راعی فرد

    کاربر مهمان
    مشتی کارت یا «مو» کارت!؟

    مشتی کارت یا «مو» کارت!؟

    1395/02/20 ساعت: 06:32

    طوطیان شکر شکن و راویان اخبار نقل کرده اند که شورای محترم شهر مردم فهیم مشهد در اقدامی تحسین برانگیزاقدام به تعویض یک اسم دیگر کرده اند و آن هم تغییر نام سخیف «من کارت» است!

     این اقدام درحالی مایه شادی دل مشهدی‌های اصیل گردیده که از ابتدا نسبت به "من"من کارت معترض بودند؛ چراکه وقتی می‌شود از "مو" استفاده کرد چرا باید از "من" استفاده کنیم؟ که این خود باعث تخریب، تضعیف و اهانت به لهجه مشهدی بوده و سالها خون به‌دل مردم کرده و دم نمی برآوردند!

     

    هرچند که از شورای شهر و مدیران قبلی که در حیف ومیل منابع شهر و فرهنگ مردم، ید طولایی داشتند، این انتخاب بعید نبود ولی از مسئولان کنونی که نسبت به تعویض و تغییر اسم‌ها احساس مسئولیت ویژه دارند، توقع می‌رفت بسی پیشتر از اینها اقدام کنند.

     

    البته با توجه به اینکه برخی از این مدیران پروازی هستند و در ازای تحمل مشقات فراوان برای مدیریت این شهر، هر هفته در رفت و آمد هستند و برای رتق و فتق امور لطف می‌کنند به شهر ما می‌آیند سپاسگزاریم و این تغییر نام، بخشی از این اهمال را جبران می‌کند. البته همگان می دانند در صورت هوش و ذکاوت بالا، تسلط به لهجه مشهدی در حد لسنینگ(listening)، حداقل دو سال طول می کشد و شاید وظیفه مشاوران مشهدی برخی مقامات بوده که باید توجیه می‌کردند و نکردند!

     

    برای نام جدید هم بی شک بهترین گزینه "مو"کارت است ولی با توجه به اینکه مشهد سالیانه میزبان سی میلیون غیر مشهدی هست و باید مراعات حال آنها را هم لحاظ کرد، می توان به "مش"کارت یا"مشدی"کارت و عناوین شبیه به این پیشنهاد بسنده کرد. امیدواریم همیشه مدیران شهری در صیانت از این لهجه زیبا که جزو میراث فرهنگی محسوب می‌شود، تمام قد همت گمارند! "

    کاربر مهمان